مدتهای مدیدی روانشناسان رشد علاقمند بودند بدانند که رشد کودک چگونه از والدین متاثر می شود. یافتن رابطه مستقیم علت و معلولی در اینباره میان رفتارهای خاص والدین و کودک بسیار سخت است. کودکانی که در محیط کاملا متفاوتی رشد کرده اند گاهی رفتارها و شخصیت بسیار مشابهی نشان می دهند و در مقابل کودکانی نیز هستند که با وجود رشد در یک محیط شخصیت های کاملا متفاوتی از یکدیگر بروز می دهند.

با وجود این چالش ها، محققان ارتباط قانع کننده بین سبک های تربیتی و اثرات این سبک در کودکان کشف کرده اند. در اوایل دهه 1960 ، روانشناس دیانا Baumrind ( Baumrind ، 1967) یک مطالعه بر روی بیش از 100 کودک پیش دبستانی انجام داد. با استفاده از مشاهدات عینی، مصاحبه با پدر و مادر و روش پژوهش های دیگر ، او چهار وجه مهم از نحوه تربیت فرزندان را مشخص کرد:
  • روشهای انضباطی
  • روشهای حمایت کننده و ملایم
  • سبک های ارتباطی
  • روشهای مبتنی بر انتظار درک و خودکنترلی
بر اساس این ابعاد ، Baumrind پیشنهاد کرد که اکثر پدر و مادرها یکی از سه سبک تربیتی را بروز می دهند. تحقیقات بیشتر Maccoby و مارتین(1983) علاوه بر سه سبک اول، روش تربیتی چهارمی را نیز پیشنهاد  کردند.

چهار سبک فرزندپروری(تربیت)

1- پدر و مادر خودکامه


در این سبک از  کودکان انتظار می رود که از قوانین سختگیرانه وضع شده توسط پدر و مادر پیروی کنند. عدم پیروی از قوانین معمولا به تنبیه منجر می شود. والدین خودکامه نمی توانند استدلال پشت این قوانین را توضیح دهند و اگر توضیح خواسته شود ممکن است پاسخ  بدهند، "چون من میگویم. " این پدر و مادر خواسته های بالایی دارند، اما خود را موظف به پاسخ به فرزندان نمی دانند. با توجه به نظر Baumrind، این پدر و مادر " اطاعت گرا و وضعیت گرا بوده، و انتظار دارند اوامرشان بدون سوال اجرا شود " (1991).

2- پدر و مادر مقتدر

همانند پدر و مادر مستبد، در سبک تربیتی مقتدرانه سعی می شود با ایجاد قوانین و دستورالعمل ها فرزندان را وادار به دنبال کردن آنها بکنند. با این حال، این شیوه تربیتی آزادی عمل بسیار بیشتری به فرزند می دهد. پدر و مادر به فرزندان خود پاسخگو بوده و حاضر به گوش دادن به سوالات می باشند. هنگامی که کودکان قادر به برآورده کردن انتظارات نباشند، معمولا به جای مجازات بخشیده می شوند. (1991) Baumrind نشان می دهد که این پدر و مادر " نظارت و استانداردهای مشخص برای رفتار فرزندان خود وضع می کنند که اظهاری بوده و تهاجمی نیستند. علاوه بر این روش انضباطی آنها حمایت کننده بوده و تنبیهی نیست. آنها می خواهند کودکان خود را به صورت قاطع و دارای حس مسئولیت اجتماعی و نیز دارای روحیه همکاری و قانونمدار تربیت کنند. ".

3- پدر و مادر سهل گیر

پدر و مادر سهل گیر، که گاهی اوقات به عنوان پدر و مادر مداراگر نیز گفته می شوند، والدینی هستند که خواسته های بسیار کمی از فرزندان خود دارند . این پدر و مادر به ندرت فرزندان خود را تنبیه می کنند زیرا انتظارات کمی از درک فرزند و خودکنترلی وی دارند. با توجه به نظر Baumrind، پدر و مادر سهل گیر " بیشتر از آنکه جواب بخواهند پاسخگو هستند. آنها غیر سنتی و ملایم هستند، رفتار همراه با درک را الزامی نمی دانند و با اجتناب از مواجهه و تقابل، اجازه می دهند فرزند خود تنظیم باشد " (1991) . پدر و مادر سهل گیر به طور کلی در پرورش و ارتباطی با فرزندان خود بیشتر بصورت یک دوست هستند تا یک ولی.

4- پدر و مادر بی توجه

این سبک با  خواسته ها و پاسخگویی کم و ارتباط اندک مشخص می شود. در حالی که این پدر و مادر نیازهای اساسی کودک را بر آورده می کنند، ولی به طور کلی از زندگی فرزند خود جدا شده اند. در موارد شدید، حتی ممکن است از نیازهای فرزندان خود غفلت کرده یا آنها را رد کنند.

تاثیر سبک تربیتی

این سبک های فرزند در رشد کودک چه تاثیراتی دارند؟ علاوه بر مطالعه اولیه Baumrind از 100 کودک پیش دبستانی ، مطالعات مختلف، به نتیجه گیری هایی در مورد تاثیر سبک های تربیتی در کودکان منجر شده است.
  • سبک های تربیتی مستبدانه به طور کلی کودکان مطیع و کاردان تربیت می کند، اما این کودکان سطح پایین تری در شادی، مهارت های اجتماعی و اعتماد به نفس دارند.
  • سبک های تربیتی مقتدرانه کودکانی شاد ، توانا و موفق ( Maccoby ، 1992) تربیت می کند.
  • سبک تربیتی سهل گیر اغلب کودکانی با شادی و خود تنظیمی کمتر تربیت می کند. این کودکان به احتمال زیاد با نظم و انضباط مشکل داشته و در تحصیل نتایج ضعیف دارند.
  • سبک تربیتی بی توجه کمترین نکات مثبت را در تمام حوزه های زندگی دارد. دراین سبک کودکان فاقد خود کنترلی ، دارای عزت نفس پایین بوده و کمتر از همسالان خود درستکار هستند.
چرا تربیت مقتدرانه چنین نتایج خوبی نسبت به روشهای دیگر ارائه می دهد؟ " در وهله اول وقتی کودکان دستورات والدین خود را عادلانه و مستدل حس می کنند، تمایل بیشتری برای اجرای آنها دارند." هوکنبری و هوکنبری در کتابشان با نام روانشناسی می گویند" در وهله دوم، احتمال درونی سازی و یا خودی سازی دلایل رفتار کردن به صورتی خاص بالاتر رفته و بنابر این میزان خود کنترلی در فرزند افزایش می یابد".

چرا سبک های تربیتی متفاوتند؟

پس از آشنایی با تاثیر سبک های تربیتی در رشد کودک، ممکن است تعجب کنید که چرا همه پدر و مادرها به سادگی سبک تربیتی مقتدرانه را بکار نمی گیرند. این سبک است که به احتمال زیاد کودکانی شاد، با اعتماد به نفس و توانمند به جامعه ارائه می دهد. برخی از دلایل تفاوت سبک های تربیتی چیست؟ برخی از علل بالقوه این تفاوت ها عبارتند از فرهنگ، شخصیت، اندازه خانواده، سابقه پدر و مادر، وضعیت اقتصادی، میزان تحصیلات و مذهب.

البته، سبک های تربیتی هر یک از والدین نیز ترکیب می شوند و به  ایجاد یک ترکیب منحصر به فرد در هر خانواده منجر می شوند. به عنوان مثال، مادر ممکن است یک سبک مستبدانه و پدر رویکردی سهل گیر تر داشته باشد. به منظور ایجاد یک رویکرد منسجم، ضروری است که پدر و مادر همکاری در ترکیب عناصر مختلفی از سبک های تربیتیمنحصر به فرد خود را یاد بگیرند.

محدودیت ها و انتقادات

با اینکه، برخی از محدودیت های مهم در پژوهش های مربوط به شیوه های تربیتی وجود دارد ولی ارتباط بین سبک های تربیتی و رفتار بر اساس یافتن نوع همبستگی و ارتباط بین متغیرها مفید است اما ممکن است به یافتن روابط علت و معلولی قطعی منتهی نشود. در حالی که شواهدی وجود دارد که شیوه های تربیتی خاص با یک الگوی خاص از رفتار ارتباط دارد، دیگر متغیرهای مهم مانند خلق و خوی کودک نیز می تواند نقش عمده ای بازی کند.

محققان همچنین اشاره کرده اند که در بهترین حالت ارتباط بین سبک های تربیتی و رفتار گاهی اوقات ضعیف هستند. در بسیاری از موارد ، نتایجی که از کودک انتظار می رود مشاهده نمی شود . پدر و مادر سبک مقتدر ممکن است کودکانی پرخاشجو  و یا بزهکار داشته باشند و یا  پدر و مادری با سبک سهل گیر کودکانی با آینده تحصیلات دانشگاهی موفق و با اعتماد به نفس داشته باشند.

"هیچ سبکی وجود ندارد که بتوان گفت در همه جا و تحت هر شرایطی بهترین است " داگلاس برنشتاین در کتاب خود بنام اصول روانشناسی می گوید: " سبک تربیتی مقتدرانه ، که به طور مداوم با نتایج مثبت در خانواده های آمریکایی با ریشه اروپایی مرتبط است، به عملکرد بهترتحصیلی در میان جوانان آمریکایی آفریقایی تبار و آسیایی تبار مرتبط نیست. "
 

ادامه این موضوع

اضطراب کودکان - سنین و مراحل

اضطراب بخشی طبیعی از رشد کودکان است. اما تخمین زده می شود که در هر نقطه از دنیا بین 8-22 ٪ از کودکان اضطراب شدید را بیشتر از کودکان دیگر تجربه می کنند، که باعث کاهش موفقیتشان در زندگی می شود.

برخورد با دعوای خواهر و برادرها

برخی دعواها جزیی از واقعیت زندگی هستند. جدای از این، بچه ها هنوز در حال یادگیری نحوه تعامل با دیگران هستند. وقتی که دعوا اتفاق می افتد، بهترین اقدام اینست که برای جلوگیری از صدمه دیدنشان وارد عمل شوید . پس از آن باید برای حل مسئله بطور سازنده به آنها کمک کنید.

دروغ - چرا کودکان دروغ میگویند و والدین چکار باید بکنند؟

بیشتر کودکان در بعضی شرایط دروغ میگویند، اما اولین بار که اتفاق می افتد ممکن است برای والدین یک سورپرایز واقعی باشد. یادگیری دروغ همانند یادگیری صداقت بخشی از رشد کودک است. در اینجا اهمیت نحوه انتقال این پیام که صداقت مهم است مشخص می شود.

نکات بچه داری – بهبود بخشیدن به رفتار کودک نوپا

زندگی می تواند برای کودکان نوپا مایوس کننده باشد. کودکان نوپا هرچند مشتاق نشان دادن استقلال خود هستند همیشه نمی توانند آن قدر که دوست دارند سریع حرکت کنند یا نیازهایشان را ابراز کنند. این ترکیب می تواند به بدخلقی و بدرفتاری کودک منجر بشود. اما شما می توانید با نشان دادن محبت، توجه، تحسین، تشویق و مقداری انضباط به کودک یاد بدهید خوب رفتار کند.

ایده های تربیتی برای حرف شنوی بچه ها از والدین

ما به عنوان والدین مسئول آموزش و تربیت فرزندانمان هستیم. به عهده ما است که مرزها را تعیین کنیم و وقتی این مرزها به چالش کشیده می شوند اقتدار خود را نشان بدهیم. این به معنای حکمرانی با خشم و خشونت نیست.

چطور می توانم فرزند عصبانی را کنترل کنم؟

داشتن فرزندی عصبانی مثل راه رفتن در میدان مین است. در این میدان نمی دانید آیا گام بعدی شما باعث انفجار می شود یا خیر. کودک عصبانی در اصل تمام خانواده را گروگان می گیرد. با این بچه ها همیشه ترس از انجام دادن کاری یا گفتن چیزی اشتباه و بعد مجبور شدن به تحمل خشم و عصبانیت کودک وجود دارد.

مادرِ عصبانی

وقتی ما همیشه با خشم و عصبانیت واکنش نشان می دهیم، نتیجه برعکس می شود. در این شرایط بچه ها به جای این که مشتاقانه به حرف های عاقلانه ما گوش بدهند -حتی حرف هایی که در زمان آرامش گفته می شوند- حرف هایمان را نشنیده می گیرند. اگر خشم و عصبانیت به اندازه کافی خشونت آمیز یا شدید باشد، ممکن است بچه ها حتی از مادر عصبانی بترسند و از او دور بشوند.

مدیریت خشم در نقش والدین

به دنیا آوردن و بزرگ کردن کودک مسئولیت بسیار بزرگی است. این مسئولیت اغلب اوقات با نگرانی و اضطراب همراه است. ماهیت احساسی این مسئولیت که اغلب اوقات با ترس شروع می شود باعث می شود مدیریت خشم در پرورش فرزند بسیار مشکل بشود.

نکاتی در مورد پرورش کودک

بچه ها همیشه رمز و رازی خواستنی و گاهی اوقات تنش زا هستند. در نبود دفترچه راهنما، منابع فراوان و شگفت انگیز نکات راهنمای پرورش کودک وجود دارند. خانواده، دوستان، کتاب ها، فیلم های ویدئویی، و وب سایت ها تعدادی از منابع ارزشمند موجود برای والدین امروزی هستند.

والدین، بچه ها و تادیب

تربیت کردن فرایند یاد دادن این موضوع به کودک است که چه رفتارهایی قابل قبول و چه رفتارهایی غیرقابل قبول هستند. به عبارت دیگر، تربیت به کودک یاد می دهد قواعد و قوانین را رعایت کند. تربیت شامل تنبیه، مثل اجازه ندادن برای بازی، و مهم تر از آن شامل پاداش است.

Top